نولان بار دیگر اثری شگفت انگیز و هنرمندانه ارائه می کند. این فیلم بر اساس داستان کریستوفر پرایست نویسنده انگلیسی با همین اسم (پرستیژ) ساخته شده است.

نولان در به کار گرفتن بازی زمان استعداد فوق العاده ای دارد. او در این فیلم با استادی هر چه تمام تر این کار را انجام داده است.

فیلم پرستیژ دارای صحنه های فراوانی است که بیننده را میخکوب میکند. روایت فیلم در واقع با نشان دادن صحنه پایانی فیلم شروع می شود و بیینده در طول فیلم با فلاشبک های بجا به تمام جزئیات داستان پی می برد.

فیلم در قرن نوزدهم در انگلیس اتفاق میافتد که ماجرای دو دوست شعبده باز است که بعد از حادثه ای دشمن یکدیگر می شوند و تا پایان فیلم به ستیزه مشغولند.
فیلم با این توضیح شروع می شود:
حقه شعبده باز به سه دسته تقسیم می شود:
1. پیمان: که شعبده باز یک چیز معمولی به تماشاگرانش نشان می دهد.
2. چرخش: که همان سوژه معمولی کاری فوق العاده انجام میدهد.
3. پرستیژ: اینجاست که بیننده بهت می زند و نمی تواند راز شعبده باز را بفهمد. 
 

 از :  globalmovie.blogfa.com

رابرت انجي ير و آلفرد بوردن شعبده بازاني هستند که از جواني و اولين برخورد شان همواره به شکلي دوستانه در حال رقابت با هم بوده اند. قابليت ها و مهارت هاي اين دو در گذر زمان افزون تر و به همراه آن رقابت شان نيز شديدتر شده و رنگي از نفرت به خود گرفته است. رقابت اين دو همواره در اين مسير بوده که شعبده تازه و پيچيده تري عرضه کنند که دومي ياراي مقابله با آن را نداشته باشد. ولي اين رقابت به زودي در مسيري تلخ و خطرناک مي افتد و زندگي هر دو و حتي اطرافيان شان را نيز دچار مخاطره مي کند.


چرا بايد ديد؟

کريستوفر جاناتان جيمز نولان متولد ١٩٧٠ لندن از اميدهاي امروز سينما از هفت سالگي با دوربين سوپر هشت پدرش شروع به فيلمسازي کرده، در رشته زبان و ادبيات انگليسي درس خوانده و اولين فيلم کوتاه اش به نام سرقت در ١٩٩٦ ساخته که به همراه دو فيلم کوتاه و سورئاليستي ديگرش به نام هاي tarantella و doodlebug در جشنواره فيلم کمبريج به نمايش در آمده است. اولين فيلم بلندش تعقيب را در ١٩٩٨ به طريق سياه و سفيد ساخت، اما دو سال بعد با يادگاري بود که همه دنيا کشف اش کردند. فيلمي که روايتي پر پيچ و خم همچون ذهن شخصيت اولش داشت که حافظه کوتاه مدت خود را بر اثر ضربه اي از دست داده و با اين حال در صدد شکار قاتل همسرش بود. بي خوابي در ٢٠٠٢ با شرکت آل پاچينو پذيرش همه جانبه او در هاليوود بود که به ساختن فيلمي استوديوي مانند بتمن آغاز مي کند در ٢٠٠٥ با بودجه اي هنگفت انجاميد. به نظر مي رسد که او نيز جذب جريان اصلي فيلمسازي در آمريکا شده، اما گفتن اين حرف به اين معني نيست که اعتبار فيلم خوبي نيست يا حداقل خواست هاي و انتظارهاي ما را از وي برآورده نمي کند. از ديدگاه سبکي اعتبار چيزي ميان بتمن و يادگاري است و مانند بسياري از توليدات هاليوود امروز قصه اي محلي با تم هاي جهاني را روايت مي کند.

اگر يادتان باشد چند هفته قبل صحبت از روي خوشي کردم که فيلمسازان دنيا در سال گذشته به شعبده بازها و زندگي آنها نشان داده اند. اعتبار سومين آنهاست و ساخته شدن چنين فيلم هايي اصلاً تصادفي نمي تواند باشد. فيلم مانند شعبده باز در اواخر قرن نوزدهم رخ مي دهد و تلاش هاي دو شعبده باز براي ساختن شعبده اي که تمامي شعبده هاي قديمي دربرابرش رنگ مي بازد را تصوير مي کند. البته در اين مسير دوستي دو شعبده باز جوان تبديل به نفرت مي شود و نولان با مهارت سعي در روايت اين موضوع دارد که حرص رسيدن به موفقيت و قدرت چگونه مي تواند آدمي را تباه و کمدي زندگيش را تبديل به تراژي کند. از اين ديدگاه تلاش نولان قابل توجه و در جهت رسيدن به ساختاري شايسته قصه اش[مانند يادگاري] ديدني است. از همين رو بوده که نويسنده کتاب نيز تمايل داشته تا وي به جاي سام مندس اثرش را به فيلم برگرداند.