زندگینامه حضرت امام علی بن محمد الهادی(ع)


امام هادی(ع) دهمین رهبر آسمانی است که از سوی پیامبر گرامی(ص) برای اداره امور امت اسلامی معرفی شده است. از نگاه پیروان اهل بیت(ع) امامت و رهبری جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهی و پیامبر(ص) و امامان قبلی تعیین و به جامعه معرفی شده اند، در این زنجیره نورانی امام علی النقی معروف به امام هادی و ابوالحسن ثالث دهمین خورشید هدایت امت اسلامی است.

این رهبر بزرگوار، فرزند امام جواد(ع) نوه امام رضا(ع) است که در روستایی از اطراف مدینه به نام «صریا» به دنیا آمد. مادرش کنیزی با فضیلت و پارسا بود که سمانه نام داشت.

تاملی در معنی و مفهوم «هادی» که معروف ترین لقب آن بزرگوار است، بسیاری از حقایق را روشن می سازد.

هدایت در کتب لغت دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. و معمولاًٌ در ارائه راه مطلوب و مثبت به کار می رود.

در فرهنگ قرآن و عترت هدایت و هادی، بار مفهومی و معنایی بسیار عمیق تر از رهنمای جغرافیایی دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانیان همراه، شناخت موانع و مشکلات مسیر، شناخت دزد ها و گردنه ها، ایجاد انگیزه برای حرکت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی کاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای کاروان و بخشی از مفهوم «هادی» در فرهنگ اسلامی است.

امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا(ع) خورشید نورافشانی بود که از سالهای 220ق تا سال 254 رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود سی و چهار سال ناخدای کشتی اسلام در میان امواج وحشتناک عصر عباسی بود.

آن بزرگوار در تاریک ترین روزگار سلطه اشرار به زندگی بشریت نور و گرمی بخشید و در دشوارترین شرایط فرزندان پیامبر و قرآن را حمایت و سرپرستی کرد.

هادی آل محمد(ع) هم قبله را به خوبی می شناخت، هم قبیله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سیاست را، او راه دست یابی به مقام قرب خدا را از اولیای او آموخته بود. از حیله ها و نیرنگ ها و مطامع و خواسته های دشمنان توحید و عدالت آگاه بود. او ضعف ها و کمبود ها و جهل و غفلت عمومی و بیماری انسانهای عصر خویش را به خوبی می شناخت . قربانیان بیماری های اجتماعی را می دید و از درد و رنج و مشکلات زندگی مردم می سوخت. پزشکی بود که با مریض به خوبی آشنا و مهربان بود. آفات و آسیب ها و خطرها و بیماری ها مسلمانان و نامسلمانان را به خوبی تشخیص می داد.

او در حدود چهل و یک سال زندگی و سی و چند سال رهبری، بر آسمان زندگی بشریت فروغ هدایت پاشید و خورشیدوار گمشدگان وادی غفلت و حیرت و گرفتاران کویر شرک و بیداد را رهایی بخشید. در روزگاری که جهل و غفلت عمومی از یک سو و شهوات و شبهات حکومتی از سوی دیگر، فضای زندگی را از ظلمت و ظلم پر کرده بود و به دست گرفتن شمعی کوچک هم، گناهی بزرگ تلقّی می شد، هادی امت، خورشیدوار بر آفاق زندگی بشریت تابیدن گرفت و بشریت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستی و جهالت و چاهسار بیداد و کفر و شرک و نفاق مصون داشت.

انواع و ابعاد هدایت

هدایت در برابر شبکه جهانی شرک.

هدایت از میان امواج متراکم کفر.

هدایت در برابر دام و دانه منافقان و عالمان درباری.

هدایت در برابر سلطه سازمان یافته ظلم و بیدادگری.

هدایت در برابر طوفان و گردباد اختلافات فکری و فرهنگی.

هدایت امت نسبت به تأمین آبرومندانه نیازهای زندگی.

هدایت در برابر هجوم حمایت شده فساد اخلاقی.

هدایت در برابر وسوسه های درونی و نیازهای عزیزی.

و در یک سخن نجات بشریت از ظلمات به سوی نور، رسالتی سنگین و دشوار است، که همیشه بر دوش پیامبران الهی و رهبران آسمانی قرار داشته و دارد و این وظیفه الهی و قدسی در عصر سیاه متوکل عباسی بر دوش امام هادی(ع) قرار داشت.

هادیان الهی، از یک سو به هدایت و رهایی ملت ها می اندیشند، از سوی دیگر به هدایت دولت ها. هم به مردم فکر می کنند، هم به مردان صحنه سیاست و مدیریت . هم گروه های و اصناف اجتماعی را در مدّ نظر دارند. هم افراد و اشخاص را، هم به نسل حاضر می اندیشند و هم به اینده امت می نگرند.

برای آنان یک انسان هم مهم است و هدایت او با احیای بشریت برابری می کند. امنیت و عدالت و سلامت و سعادت، حق همه است، حقی که خداوند قرار داده است و امام مرزبان «حدود و حقوق الهی» است رهبری با این نگاه ـ که به «کرامت انسان» می اندیشد و پاسداری از حق و عدل را وظیفه خویش می داند و «عرفان الهی» و «اخلاق ملکوتی» را قلّه های پرواز جامعه می شناسد ـ دشوارترین مسئولیت است.

عصر هادوی

رهبری و امامت همیشه رسالتی سنگین است که آسمان و زمین و کوه ها از تحمل آن می گریزند و تنها فرزندان فاطمه و آموزش دیدگان مدرسه علوی(ع) با حول و قوه الهی می توانند، این بار امانت را بر دوش کشند. عصر امام هادی(ع) عصر دشواری است که نمرود ردای ابراهیم(ع) بر تن دارد و فرعون عصای موسی به دست گرفته است. ابوسفیان در جایگاه پیامبر نشسته و یزید ندای توحید و اخلاق بر می آورد. هدایت امت در این شرایط که اتحاد زر و زور و تزویر بر کرسی رهبری نشسته چقدر دشوار است.

عباسیان به بهانه وابستگی به پیامبر(ص) بر کرسی خلافت نشسته اند و خلافت و حکومت و دولت ابزاری برای بهره کشی از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نوامیس» محرومان شده است. متوکل کاخهای متعدد می سازد، کاخ شاه، کاخ عروس، کاخ شبداز، کاخ بدیع، کاخ غربت، کاخ برج که هفتصد هزار دنیار فقط هزینه ساخت، کاخ برج شده است.[1]

متوکل دوازده هزار کنیز در کاخ خود دارد وقتی برای پسرش «عبدالله معتز» جشن ختنه سوران می گیرد فرشی با یکصد ذراع طول با عرض پنجاه ذراع آماده می شود، چهار هزار صندلی از طلا و مرصع به جواهر در تالار قصر می چیند و بیست میلیون درهم برای نثار بر سر خدام و حاشیه نشینان فراهم می اید و غارت بیت المال به اوج می رسد.[2]

میگساری و فسق و فجور و رقص و موزیک بر کاخ ها و درباریان حاکم است و فقر و شمشیر و توهین و تحقیر بر توده های مردم و بالاترین فشار ها و زندان و تبعید و فرار و اعدام و تعقیب علویان و فرزندان فاطمه(س) را تهدید می کند

متوکل، شخصی به نام عمر بن فرج رخّجی را والی مکه و مدینه کرده بود و او مردم را از هر گونه احسان و نیکی به آل ابوطالب منع می کرد و هر کس با انان مهربانی می کرد، مورد تعقیب و آزار قرار می گرفت. به حدّی کار بر بانوان علوی سخت شد که لباس درستی نداشتند که در آن نماز بخوانند. تنها یک پیراهن مناسب برای نماز در دست آنان بود که به نوبت در آن نماز می خواندند. ولی پس از نماز آن را در می آوردند و به همان جامه های کهنه و بدون جامه به چرخ ریسی می پرداختند.[3]

در این دوران سخت جاهلیت عباسیان ـ روزگار متوکل ـ دوباره دنیا بر مدار کفر و مراد جور می گردد.

شمشیرهای دفاع از اسلام و اهل بیت(ع) شکسته، و حلقوم ها بریده و دارها برچیده و خون ها شسته اند. و بر مزارآباد شهیدان و قبرستان سرد و ساکت زندگان، شب سیاه هراس و خفقان سایه افکنده و وای جغدی هم به گوش نمی رسد.

جاهلیت جدید عصر بنی عباس، سیاه تر و وحشی تر و سنگین تر از طغیان طاغوت های اموی است در این فضای سرد و یاس و طوفان بیم و هراس، باز هم مردی از مدینه النبی(ص) تا بغداد و سامرا، مشعل امید و روشنایی و بیداری و قیام و آزادی در دست دارد. او امام هادی(ع) است ک ردای پیامبر بر دوش و فریاد علی و فاطمه(س) در گلو و دانش قرآن در سینه و عشق و آزادی مسلمانان در سر، چه کسی جز او می تواند در برابر اقتدار کفر و بیداد و جاذبه های فسق و فجور از فریاد قرآن و آزادی انسان حمایت کند.

رسالت برزگ

رسالت بزرگ پاسداری از همه ارزش ها در برابر هجوم بی مرز بر دوش فرزند رشید امام جواد(ع) و نوه خورشید خراسان، ابن الرضا(ع)، حضرت امام هادی(ع) است.

پاسداری از کتاب هدایت و نور،

پاسداری از فطرت سلیم و پاک انسانی،

پاسداری از نیروی عقل و خردورزی،

پاسداری از میراث گرانبهای حدیث نبوی(ص)

پاسداری از رهنمودها و دستاوردهای اوصیای پیشین رسول خدا(ص) و انتقال کامل این معارف به جامعه برنامه زندگی امام هادی(ع) است.

امام نقش رساندن پیام قرآن به گوش عصرها و نسل ها را بر عهده دارد، ولی در میان هلهله مستانه و طبل و کرنای ارتش خونریز متوکل و موسیقی مدام خنیانگران و رقاصگان و چشن و پایکوبی و بازی ها، مسابقات و جشن های هزار و یک شب عباسیان، چگونه قرآن تلاوت کند و در کجا تفسیر قرآن بگوید و چگونه جامعه را به شناخت و احیای سنت های نبوی فراخواند.

امام از هشت سالگی رسالت بزرگ رهبری امت را بر دوش گرفته است، ولی از همان آغاز به بهانه تربیت و آموزش در خانه ای در صریا اطراف مدینه تا حدود 13 سالگی تحت نظر قرار می گیرد و سپس در تبعید گاه سامرا 20 سال رایت نورانی امامت را برافراشته نگه می دارد.

ده سال با معتصم برادر مأمون.

ه سال در عصر واثق پسر معتصم.

و حدود 16 سال با متوکل ـ دژخیم ترین غدّه بدخیم در روزگار امام.

6 ماه با منتصر پسر متوکل

4 سال با مستعین پسر عموی منتصر

و 3 سال با معتز پسر متوکل معاصر است.

ویژه نامه امام هادی(ع) که حرفی از هزاران و قطره ای از اقیانوس ارزش ها، اندیشه ها، و اخلاق و رفتار آن بزرگوار است به همین امید فراهم آمد که ما را بیشتر با سیمای آسمانی او آشنا کند و در هجوم تاتاروار مغول های غربی و مزدوران انگلیس و آمریکا به مرقد پاک پیشوایان سامرا، دفاعی فرهنگی از آفتاب سامرا باشد.

صلوات بر امام هادی(ع)

«بارالها! بر علی بن محمد (امام هادی) درود فرست.

او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است.

و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان.

بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و ایات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت.

خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می فرستی ای معبود جهانیان».

در این صلوات که از امام حسن عسکری(ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده درباره امام هادی(ع) چنین آمده است:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

پی نوشت ها

[1] . سیره پیشوایان، ص593.

[2] . همان، ص594.

[3] . تتمة المنتهی، ص323.

David L. Smith

آیا تا به حال اسم ویروس ملیسا به گوش شما خورده است؟ این ویروس که فقط از طیق ای میل منتقل می شود، توسط دیوید اسمیت نوشته شد که برای یک دهه کل شبکه پست الکترونیکی را بدنام کرد.

ملیسا یک ویروس ساده است که روی ای میل ها می نشیند و اطلاعاتی ناخواسته را برای همان ای میل ارسال می کند. ملیسا در عرض یک هفته به ۸۰ سرور مختلف دسترسی پیدا کرد و اطلاعات آنها را برای افراد مختلف ارسال می کرد و سپس رمز عبور ای میل را برای دیوید اسمیت می فرستاد تا به تمام اطلاعات دسترسی داشته باشد.

اگرچه تا آن موقع ۶۰ هزار ویروس برای ای میل وجود داشت اما این رویروس خطرناک ترین اعلام شد و حتی خود اسمیت هم نتوانست آن را غیرفعال کند. این ویروس همچنان در دنیای مجازی به فعالیت اش ادامه می دهد.


چگونه يك حديث، اينشتن را شگفت‌زده كرد؟

«آلبرت اینشتین» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمی خود با عنوان "دی ارکلارونگ Die Erklarung – به معنای بیانیه" که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتاب‌های شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.
يكی از اين حديث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا" به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسايل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی "بنز" و به بهای 3000000دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خريداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.

ریچارد استالمن

زندگی نامه ریچارد استالمن

دوران کودکی و نوجوانی :

Alice Lippman   و Daniel Stallman او را در سال ۱۹۵۳ در شهر نیویورک به دنیا آوردند.اولین تجربه استالمن با کامپیوتر‌‌‌‌‌‌‌ها در دوران دبیرستان در مرکز علمی IBM نیویورک بود.او تابستان خود را برای نوشتن یک برنامه آنالیز عددی در  Fortran گذرانده بود. کار خود را بعد از دو هفته تمام کرد و بقیه تابستان خود را به نوشتن یک ویرایشگر متن در  APLصرف کرد.

1974: با مدرک لیسانس هنر فارغ‌التحصیل شد.

1974: در هاروارد حضور پیدا کرد.

1975: یک فارغ التحصل فیزیک درMIT  بود.

1971 تا 1984: ( به جز سالی که یک دانشجوی فارغ التحصیل بود) درحال یادگیری توسعه سیستم عامل در آزمایشگاه مرکز هوش مصنوعی MIT بود.

1976: اولین ویرایشگر متن ایمکس (Emacs)توسعه‌پذیر را نوشت، و همچنین توسعه دهنده یکی از تکنیک‌های هوش‌ مصنوعی(dependency-directed backtracking )شناخته شده بود.

اتفاقات مهم زندگی :

 1983: استالمن اعلام کرد بنیادی که برای توسعه سیستم عامل گنو، یک سیستم عامل شبه یونیکس، به وجود آمده به منظور این است که کاملا نرم افزار آزادی باشد و از آن پس رهبر بنیاد شد. همچنین او با این اعلامیه، جنبش نرم افزار آزاد را راه‌ اندازی کرد.

استالمن در 5 جانری 1984 در حالی که شروع به کار کردن روی این بنیاد کرد از کارگزینی در MIT به منظور انجام این کار استعفا داده بود.

1985: او بنیاد نرم افزار آزادی را آغاز کرد که خودش به عنوان رئیس داوطلبانه‌ی تمام وقت آن بود.

سیستم گنو/ لینوکس که همچنین هسته‌ی لینوکس توسعه داده شده توسط Linus Torvalds را به کار می برد، در ده‌ها یا صد‌ها میلیون رایانه استفاده می‌شد و هم اکنون در فروشگاه‌های کوچک رایانه نیز به صورت از پیش نصب شده فراهم می‌باشند. هر چند توزیع کنندگان این سیستم‌ها گاهی تفکر آزادی را که نرم افزار آزاد را مهم می‌سازد، نادیده گرفتند، و حتی نرم افزار‌های غیر آزاد را در سیستم هایشان قرار دادند. به همین دلیل است که استالمن از اواسط دهه‌ی 90، بیشتر وقت خود را در حمایت سیاسی از نرم‌افزار آزاد و گسترش تفکرات اخلاقی این جنبش صرف کرد، و همچنین به عنوان مبارز در برابر  ثبت اختراع نرم افزار و قوانین توسعه خطرناک حق نشر ( Copyright  )بود.

قبل از آن، استالمن تعدادی اجزاء نرم افزار سیستم گنو که به طور گسترده‌ای استفاده می‌شدند را توسعه بخشید، مانند: GNU Compiler Collection ، GNU Symbolic Debugger (gdb) ،GNU Emacs ، و برنامه های مختلف دیگر برای سیستم عامل گنو.

استالمن در مفهوم Copyleft پیش قدم، و مؤلف اصلی مجوز عمومی گنو ( GNU General Public License )است؛ گسترده ترین مجوز نرم افزار آزاد مورد استفاده قرار گرفته که همان کار مفهوم  Copyleft را انجام می‌دهد.

افتخارات و جوایز دریافتی :

 1986 : عضویت  افتخاری در انجمن رایانه چالمرز (Chalmers Computer Society)

1990: دریافت کمک هزینه تحصیلی بنیاد مک آرتور (MacArthur Foundation)

1990: جایزه انجمن محاسبات ماشینی گریس مورای هاپر (Computing Machinery’s Grace Muray Hopper )برای "کار پیشگامانه در توسعه ویرایشگر توسعه پذیر ایمکس، Editing Macros

1996: دکترای افتخاری از بنیاد تکنولوژی رویال سوئد

1998 : جایزه پیشگام بنیاد مرز الکترونیک

1999 : جایزه یادبود یوری رابینسکی (Yuri Rubinsky)

2001: جایزه تکنو-کارآفرینی تکدا (Takeda )برای سلامتی اجتماعی-اقتصادی

2001 : دکترای افتخاری از دانشگاه گلاسگو (University Of Glasgow)

2002: عضویت آکادمی مهندسی ملی ایالات متحده

2003 : دکترای افتخاری از دانشگاه Vrije Univesiteit Brussel

2003 : پروفسورای افتخاری از Universidad Nacional de Ingeniería del Perú

2004 : دکترای افتخاری از Universidad Nacional de Salta, in Argentina

2004 : پروفسورای افتخاری از دانشگاه تکنولوژی پرو

2005 : جایزه بنیاد Pistoletto

2007 : پروفسورای افتخاری از Universidad Inca Garcilaso de la Vega, in Peru

2007 : جایزه اول Iternacional Extremadura al Conocimiento Libre

2007: دکترای افتخاری از Universidad de Los Angeles de Chimbote, in Peru

2007: دکترای افتخاری از دانشگاه پاویا (University of Pavia)

2008: دکترای افتخاری از Universidad Nacional de Trujillo, in Peru

2009: دکتر افتخاری در رشته علوم از دانشگاه لیکهید کانادا (Lakehead University in Canada)

2011 : دکترای افتخاری از Universidad Nacional de Córdoba, in Argentina

2012: پروفسورای افتخاری از Universidad César Vallejo de Trujillo, in Peru

2012: دکترای افتخاری از Universidad Latinoamericana Cima de Tacna, in Peru

2012: دکترای افتخاری از Universidad José Faustino Sanchez Carrió, in Peru .

استيو وزنیاک


استيو (استفان) گری وزنیاک در 11 آگوست 1950 متولد شد. او همان مهندس کامپیوتر آمریکایی و برنامه نویسی است که چند سال پیش با استیو جابز و رونالد وین ، اپل را پایه گذاشت. اختراعات و ماشین هایی که او ساخت، کمک شایانی به شکل گیری انقلاب کامپیوتر های شخصی در دهه 70 میلادی کرد. وزنیاک کسی است که کامپیوتر های Apple I و Apple II را در میانه دهه 70 ساخت.

 

گیک ها و تکنولوژی دوستان به وزنیاک لقب های زیادی داده اند. معمولا او را با نام Woz (واز) یاد می کنند و «جادوگر شگفت انگیزِ Woz» از دیگر لقب های اوست. بعضی هم او را به دلیل مشارکت در شکل گیری اپل، iWoz می خوانند. استیو وزنیاک در سال 2001 کمپانی ساخت دستگاه های موقعیت یابی GPS ؛ به نام Wheels of Zeus را تاسیس کرد و همین باعث شد که او را WoZ هم بخوانند! بعضی اوقات هم وزنیاک را «استیو دیگر» صدا می زنند. خلاصه این که در حوزه اسامی، وزنیاک یک سر است و هزار سودا.

 

اما بگذارید کمی بیشتر به کار های این مهندس بپردازیم. در سال 1971، واز 21 ساله با استیو جابز که یکی از جوانان علاقه مند به کامپیوتر بود؛ آشنا شد. در سال 1974، واز و جابز با همکاری هم یک کامپیوتر ساده و نسبتا ارزان تولید کردند که می توانست به مانیتور متصل شود و با آن ارتباط برقرار کند. جابز همکارش را به وارد شدن در تجارت و فروش کامپیوتر تشویق کرد. در 1976، آن دو اپل کامپیوتر را تاسیس کرده و شروع به فروش کامپیوتر هایی با طراحی های اولیه خودشان کردند (کامپیوتر Apple I) – در سال 1977 اپل کامپیوتر Apple II را معرفی کرد که تبدیل به یک کامپیوتر موفق خانگی شد. هر چند این کامپیوتر در ادارات کوچک هم به کار گرفته می شد. در 1987 وزنیاک اپل را ترک کرد و به دانشگاه کالیفرنیا برگشت. دانشگاهی که در 1971 تصمیم به ترک آن گرفته بود. البته او بعد از ترک اپل هم روابطش را با استیو جابز حفظ نمود.


استیو جابز و استیو وزنیاک در کنار هم

جالب است بدانید که استیو جابز پیش از تاسیس اپل مدتی در شرکت آتاری کار می کرد. در آنجا جابز کار تولید مدارهای الکترونیکی را انجام میداد. بر طبق گفته های موسس آتاری، او از استیو جابز خواسته بود که تعداد چیپ های الکترونیکی به کار رفته در دستگاه را کاهش بدهد و به او وعده داده بود به ازای هر چیپ که از مدار کم بشود ۱۰۰ دلار جایزه خواهد گرفت. استیو جابز در این کار مهارت زیادی نداشت به همین دلیل به وزنیاک مراجعه کرد و از اون خواست که این کار را انجام بدهد و در نهایت جایزه را با هم نصف کنند. 

وزنیاک که در این کار مهارت فوق العاده ای داشت توانست 50 چیپ را کم کند! طوری که دستگاه های اسمبل آن زمان نمی توانستند مدار پیچیده جدید را تولید کنند. 

جالب اینجا است که جایزه ۵۰۰۰ دلار بود اما استیو جابز اما به وزنیاک گفته بود که ۷۰۰ دلار جایزه دریافت کرده و سهم او ۳۵۰ دلار می شود! البته وزنیاک سال ها بعد در مصاحبه ها گفته بود که این مساله مهمی نبوده و چیزی نیست که او را ناراحت کرده باشد و دوستی بین آن دو عمیق است. او هیچ وقت مبلغ دقیق اعداد را تایید نکرد.

 

همکاری وزنیاک با اپل باعث ثروتمند شدن او شد. وزنیاک ثروت و وقتش را برای علاقه مندی هایش صرف کرد. از جمله اسپانسر شدن در رویداد های موسیقی و درس دادن علم کامپیوتر. شاید اگر او با اپل می ماند، مدیر عامل بعدی این شرکت می شد و امروز حکایت کاملا متفاوتی از زندگی اش تعریف می کردیم. 

اگرچه وزنیاک بعد از ترک اپل هم موفقیت هایی به دست آورد. از جمله مدال ملی تکنولوژی در 1985 و دکترای مهندسی در 1989 و چندین مدرک افتخاری دیگر. اما جالب است که سه موسس اپل هر کدام چه دیدگاه ها و سرنوشت متفاوتی داشتند.

شهاب دیسبوی

شناسنامه:

نام اصلی:شهاب ترابی

متولد:آذر هزار و سیصد و هفتاد در تهران

محل سکونت:تهران

پیشه:خواننده رپ و پاپ.آهنگ ساز

 شهاب در خانواده ای ثروتمند و با فرهنگ غنی متولد شد.شهاب از دوران کودکی علاقه زیادی به موسیقی و... داشت که در سالهای نوجوانی به آن بها داد و رفته رفته تا به حال چند آلبوم و ده ها آهنگ به بازار موسیقی عرضه کرده است.آهنگهای شهاب علاقه مندان خواص خودش را دارد البته منتقدان خواص خویش هم همین طور!شهاب در حال حاضر از سازهایی چون "گیتار"پیانو"ستار"ضرب" و سازهای بادی و... استفاده میکند.شهاب در رشته کامپیوتر "نرم افزار" تحصیل می کند.شهاب در سال 1389 اولین کار رسمی خود را ارائه داد و با استقبال فوق العاده ای رو به رو شد و با دلگرمی مردم به کارش تا به حال ادامه داده است.

منبع:مصاحبه اختصاصی با شهاب دیسبوی


روح الله خمینی

آپلود عکس
امام خمینى در روز بیستم جمادى الثانى ۱۳۲۰ هجرى قمرى مطابق با ۳۰ شهریـور ۱۲۸۱ هجرى شمسى ( ۲۱ سپتامپر ۱۹۰۲ میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .

امام خمینى در نـوروز ۱۳۰۰ هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب ۱۳۴۰ هجـرى قمـرى رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد.

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیط خانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است.

نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود.

امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن ۱۳۴۲ شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد.

ماه محرم ۱۳۴۲ که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال ۱۳۸۳ هجرى قمـى( ۱۳ خرداد ۱۳۴۲شمسى ) در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام ۱۵ خرداد بود ایراد کرد .

در شـامگاه ۱۴ خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد ۴۲ ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز, منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .

امام خمینـى, پـس از ۱۹ روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد . سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپـیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد. 

روز ۱۳ مهرماه ۱۳۴۳ حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از ترکیه به تبعیدگاه دوم, کشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى کاظمیـن, سامـرا و کـربلا شتـافت ویک هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت کرد.

امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعـید, علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده, هیچگاه دست از مبارزه نـکـشیـد, وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نـیـویـورک تصـمـیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر ۱۳۵۷ مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعکاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران, عراق و دیگـر کشـورها مـواجه شـد .
روز ۱۲ مهر ,امام خمینى نجف را به قصد مرز کـویت ترک گـفـت. دولت کویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن کـشـور جلوگـیـرى کـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز ۱۴ مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
امام خمـیـنى در دیـماه ۵۷ شـوراى انقلاب را تکشیل داد. شاه نیز پـس از تشکیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى کـابـینه بختیار در روز ۲۶ دیـماه از کشـور فـرار کـرد.

اوایل بهمـن ۵۷ خبر تصمیم امام در بازگشت بـه کـشور منتشر شد. هر کس که مى شنید اشک شوق فرو مى ریخت. مردم ۱۴ سال انتظار کشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حکومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در کنار مردمـش باشد. دولت بخـتـیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى کشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.

دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد ۱۲ بهمـن ۱۳۵۷ پـس از ۱۴ سال دورى از وطـن وارد کشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظـیـم و غـیـر قـابل انکـار بــود که خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را ۴ تا ۶ میلیون نفر برآورد کردند . 

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد , گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفته بـود . اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال ۱۳۶۸ خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود .ساعت ۲۰ / ۲۲ بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال ۱۳۶۸ لحظه وصال بـود . قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیاء کرده بـود.

روز چهاردهم ۱۳۶۸ , مجلس خبرگان رهـبـر تشکیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى که دو ساعت و نیـم طـول کشید , بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) که خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام ۱۵ خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى کرده بود , به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد .


  • جیم کری

    آپلود عکس

    جیم کری با نام «جیمز یوجین کری» به‌دنیا آمد. پدرش ساکسیفونیست جاز بود و به همین دلیل از کودکی در نمایش‌ها و برنامه‌های کمدی حضور داشت. با بی کاری پدرش وضعیت خانواده نا مساعد شد و وی مجبور شد بعد از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها کرد و پس از مدتی کارگری در ۱۹ سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد.

    در هالیوود مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب‌های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد.

    تا یک دهه پس از انجام فعالیت‌های سینمایی نقش مهمی را بدست نیاورد. در اولین فیلمهایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سالهای بعد شاید مهمترین فیلم کارنامه‌اش پگی سو ازدواج کرد از فرانک کوپولا باشد که نقش حاشیه‌ای را در آن بعهده داشت. تا پایان سال ۱۹۹۲ جمعا در هشت فیلم و چند مجموعه تلوزیونی ایفای نقش کرد و در بعضی از آنها با نام جیمز کری ظاهر شد.

    اما «ایس ونچورا» پایان این دوره از فعالیت‌هایش بود. در این فیلم شادیاک جیم کری هم یکی از سه فیلمنامه‌نویس بود و نقش نخست را نیز بر عهده داشت و برای هر دو این کار تنها ۳۵۰ هزار دلار دستمزد گرفت.

    در اینجا بود که برای نخستین بار قابلیت‌های فراوان کمدی‌اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دستمزد کمی بیشتر نقش اول فیلم ماسک را از آن خود کند.

    نمایش این دو فیلم در فاصله‌ایی کوتاه و فروش بالای هردو کری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای احمق و احمق‌تر در همان سال ۷ میلیون دلار دستمزد گرفت و با قبول نقش ریدلر در فیلم همیشه بتمن که قبلا توسط رابین ویلیامز رد شده بود نشان داد که می‌خواهد متفاوت نیز باشد. در ۱۹۹۵ با نمایش قسمت دوم «ایس ونچورا» محبوبیتش بیشتر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با «ملیسا وومر» که پیشخدمتی ساده بود از وی طلاق گرفت و یک سال بعد با لورن هالی همبازی‌اش در احمق و احمق‌تر ازدواج کرد که این هم یکسالی بیشتر دوام نیاورد.

    پس از موفقیت ۴ کمدی پی در پی‌اش برای فیلم «نصب کننده تلویزیون کابلی» (مرد کابلی) ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت تا لقب گرانترین ستاره کمدی را از آن خود کند.

    شکست تجاری «نصب کننده...» که بیشتر بدلیل چرخش او از طنز سطحی به طنز تلخ بود بلافاصله با فیلم «دروغ گو دروغ گو» با همان چهره قبلی جیم کری دوباره موقعیت کاری او را مستحکم کرد.

    پس از این فیلم نشان داد که جایگاهی که در آن قرار گرفته‌است راضی‌اش نمی‌کند و سعی فراوانی کرد تا در فیلم کارگردان‌های مطرح تر ظاهر شود و حاصل این تلاش بازی در نمایش ترومن از پیتر ویر بود که با شکستن دستمزدش به آن رسید.

    نقش آفرینی کری در این فیلم خیره کننده بود و جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. در دو فیلم بعدی او یعنی «مردی در ماه» و فیلم «من، خودم و آیرین» نیز خوب ظاهر شد و برای «مردی در ماه» دوباره جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و با دومی نیز محبوبیت بیشتری در بین سینماروها و صاحبان کمپانی‌ها بدست آورد.

    از آغاز فیلم‌برداری «من، خودم و آیرین» با همبازی‌اش رنی زلوگر رابطه‌ایی نزدیک داشت که تا آستانه ازدواج هم پیش رفت اما جنجال‌ها و حواشی رسانه‌ایی سبب شد این ازدواج منتفی شود.

    اگر جری لوییس جایگزین ستاره‌های کمدی سینمای صامت بود جیم کری هم همان خصوصیات را از وی به عاریت گرفت و به آنها روح زمانه و سینمای مدرن دهه ۱۹۹۰ را دمید. در کمدی‌های جیم کری پرده دری‌های اخلاقی و شوخی‌های گاه وقیح به شلوغی و طنز بزن و بکوب جری لوییس و هم دوره‌هایش اضافه شده‌است.

    در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ کری سعی فراوانی کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد. پذیرفتن نقش «ریدلر» در «همیشه بتمن» که نه نقش اول بود و نه دستمزد بالایی داشت و بعد از «نصب کننده تلویزیون کابلی» و عدم موفقیت هردو او را نا امید نکرد و با بازی در «نمایش ترومن» و «مردی در ماه» به آن هدف خود رسید.

    هر چند در این سالها آکادمی، او را حتی شایسته دریافت کاندیدایی اسکار هم ندانست اما او هم از سوی کانون‌های منتقدان و هم از سوی جشنواره‌ها و هم در مراسم اهدای جوایز سالیانه مورد تقدیر قرار گرفت.

    با بازی در فیلم خیره کننده «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را پشت سر گذاشت و نشان داد که در غیر کمدی نیز می‌توانند خوش بدرخشد.

    کری با دو چهره متفاوت و حرکات مخصوص به خود در آسمان سینمای امروز ستاره‌ای محبوب است و همین دو چهره باعث می‌شود وی بازیگر مطرحی در سینمای معاصر به شمار آید.

    فیلم‌شناسی

    روآن اتکینسون(مستربین)

    شناسنامه:

    نام كامل: ROWAN SEBASTIAN ATKINSON

    تاریخ تولد: 6 ژانویه 1955.

    محل تولد: نیوكاسل انگلیس.

    شغل: بازیگر، كمدین، نویسنده.

    تحصیلات: مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد.

    علت شهرت: MR..BEAN

    قد: 183 سانتی متر.

    پدر: ERIC ATKINSO

    شغل: كشاورز.

    مادر: ELLA MAY ATKINSON

    برادرها: RYBERT . RODNEY.

    همسر: SUENTRA SASTRY.

    شغل: آرایشگر و گریمور

    ازدواج:1990.

    پسر: BENJAMIN

    دختر: LILY

    جوایز دریافتی:

    BRIT ACADEMY AWARDS

    ..............................................................................................................................................

    * وی در دوران دبستان با تونی بلر هم كلاسی بوده است.

    * وی از سال 1979 فعالیت هنری خود را آغاز كرد.

    * وی از كودكی دچار لكنت زبان می باشد. وی قادر به تلفظ صحیح حرف B نمیباشد.

    * وی صاحب چندین اتوموبیل ریسر و اسپورت می باشد. تفریح و سرگرمی وی مسابقات اتومبیل رانی سرعت می باشد. وی در این زمینه مهارت زیادی نیز داراست..

    روان آتكینسون معروف به مستربین كمدین معروفی كه سال هاست خنده را بر لبان مردم دنیا می نشاند، در 6 ژانویه 1955 در نیوكاسل انگلیس در منطقه تینه متولد شد. پدرش اریك آتكینسون و مادرش الامی نام داشت. او دو برادر بزرگ تر به نام های روبرت و رودنی دارد. پدرش یك مزرعه دار ساده بود. روان بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه نیوكاسل در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به آكسفورد منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.

    او از نوجوانی به بازی در نقش های كمدی علاقه فراوانی داشت و در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. روان در دانشگاه آكسفورد با فیلمنامه نویس طنز معروف ریچارد كورتس آشنا شد و فعالیت هایش را در زمینه بازیگری كمدی زیرنظر این فیلمنامه نویس آغاز كرد. او در چند نمایش كوتاه طنز كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه اجرا شد ایفای نقش كرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت. روان كار حرفه ای خود را در این زمینه در سن 23 سالگی و در سال 1978 با ایفای نقش در یك نمایش كمدی با نام oclock news شروع كرد..

    این نمایش یك تقلید خبر طنزآمیز بود كه از شبكه BBC انگلیس پخش می شد. این نمایش كمدی كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشمگیری به دست آورد و در این مدت چهار سال روان جوایز ملی و بین المللی فراوانی را از اتحادیه های مختلف از آن خود كرد. روان كه با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا كرده بود در سال 1980 به این ترتیب عنوان بازیگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدیر قرار گرفت.

    روان در سال 1981 در یك نمایش تك نفره طنز در تئاتر وست اند لندن بازی كرد و بعد از اتمام یك فصل كامل بازی جایزه بازیگر كمدی سال اتحادیه تئاتر وست اند لندن را از آن خود كرد. او جوان ترین فردی بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازی كرده بود. دومین نمایش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نیویورك، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیت آمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاری فیلمنامه نویس ریچارد كورتیس نمایش طنز Black Adder افعی سیاه را برای BBC ساخت كه این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بین المللی شد و روان به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایش ها برای دومین بار عنوان بهترین بازیگر سال BBC را از آن خود كرد. این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.

    معروف ترین كار تلویزیونی بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. این سریال كمدی صامت، مجموعه نمایش های مستربین بود كه برای شبكه های ITV و HBO توسط شركت تایگر اسپكت ساخته شد. در این مجموعه نمایش های طنز، روان نقش یك شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی می كرد كه بدون كلام و بیشتر با شكلك های صورت و حركات خنده دار، خنده را بر لبان تماشاگران می نشاند. این سریال برنده جوایز بین المللی فراوانی از جمله رز طلایی مونترایكس شد و در سال 1995 نیز عنوان بهترین نمایش كمدی را از آن خود كرد.

    این سریال از شروع ساختش بسیار مورد توجه كشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست كشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد روان به عنوان مستربین در سطح بین الملل معروف شد. این مجموعه نمایش ها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروش ترین سریال دهه نود به شمار می رفت. این مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش می شد. در سال 1997روان یك فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی كرد كه بین، نمایش واقعه ناگوار نام داشت و در سطح جهان موفقیت های فراوانی را از آن خود كرد...

    روان آتكینسون نه تنها یك بازیگر بلكه یك نویسنده، تهیه كننده و دوبلر معروف فیلم های كمدی در اروپا به شمار می رود وی می گوید: یك فیلم كمدی خوب علاوه بر بازی خوب یك كمدین نیاز به یك موسیقی زیبا، یك كارگردانی خوب و یك فیلمنامه زیبا دارد.

    او در مورد مجموعه مستربین می گوید: من هرگز دوست ندارم از مستربین كه با آن در سطح دنیا شناخته شده ام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی می برم. روان علاوه بر این مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی بسیار موفقی را هم در كارنامه هنری خود دارد.

    روان در سال 2006 ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد.

    روان در فوریه 1990 با سانترا سایستی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های بنیامین و لیلی می باشد. قابل ذكر است كه مستربین عاشق ماشین های سریع السیر از جمله استون مارتین است. وی در خصوص ماشین های تندرو مقالاتی را در مجلات ماشین منتشر كرده است.

    آپلود عکس

    آپلود عکس

    آپلود عکس

    روآن و همسرش سانتراسایستی:

    آپلود عکس

    بنیامین اتكینسون , پسر روآن:

    آپلود عکس

    لیلی آتكینسون , دختر روآن:

    آپلود عکس